نظرات درباره آن یار؛ تجربه نصب، استفاده و همراهی کاربران
این صفحه جایی برای خواندن و نوشتن تجربههای واقعی کاربران درباره آن یار است؛
از تجربه نصب اپلیکیشن آن یار گرفته تا نظر کاربران درباره پاسخها، راهنماییها،
همراهی هوش مصنوعی آن یار و نقشی که این پلتفرم در تصمیمگیریهای روزمره سلامت داشته است.
چیزی که من را در آن یار نگه داشت، هوش مصنوعی نبود، مقالهها هم نبود. احساس کردم بالاخره یک جایی پیدا شده که بیمارها میتوانند تجربه واقعیشان را بدون قضاوت شدن بنویسند. خیلی از سؤالهایی که خجالت میکشیدم از اطرافیان بپرسم، قبلاً در آن گپ مطرح شده بود.
من از قابلیت یادآوری داروها استفاده میکنم. شاید به نظر ساده بیاد ولی برای کسی مثل من که چند داروی مختلف مصرف میکنه واقعاً مفیده. قبلاً بارها مصرف داروها رو فراموش میکردم.
به نظر من ارزشمندترین بخش آن یار این است که فقط روی خود بیمار تمرکز نکرده. ما که همراه بیمار هستیم هم سؤالهای زیادی داریم و خیلی از محتواها برای خانوادهها هم کاربردی هستند.
قبلاً از چند هوش مصنوعی عمومی استفاده کرده بودم اما مشکلم این بود که فقط جواب سؤال را میدادند. در آن یار معمولاً بعد از جواب گرفتن میتوانم مقاله مرتبط، تجربه بیماران و آموزشهای تکمیلی را هم ببینم و همین باعث شده کمتر بین سایتهای مختلف سرگردان شوم.
سالها بین پزشکهای مختلف میرفتم و هر بار یک تشخیص جدید میشنیدم. اولین باری که وارد آن یار شدم، متوجه شدم هزاران نفر دقیقاً همین دغدغهها را دارند. از آن موقع تقریباً هر هفته سری به آن گپ میزنم و مطالب جدید را دنبال میکنم.
قبل از جراحی ساعتها در آن گپ تجربه بیمارانی را خواندم که همان عمل را انجام داده بودند. راستش بعضی از نگرانیهای من را پزشک فرصت نکرده بود توضیح بدهد اما کاربران با جزئیات درباره دوران بستری، نقاهت و بازگشت به زندگی عادی نوشته بودند. همین باعث شد با آرامش بیشتری وارد درمان شوم.
پدر من پارکینسون دارد. واقعاً نمیدانستم باید از کجا شروع کنم. از علائم بیماری گرفته تا داروها و مراقبتهای روزمره برای من سؤال بود. چیزی که دوست داشتم این بود که اطلاعات فقط به زبان پزشکی نوشته نشده بودند و برای خانواده بیمار هم قابل فهم بودند.
من اول برای رژیم فودمپ وارد آن یار شدم اما بعد از مدتی متوجه شدم بخش تجربه بیماران برای من از همه چیز ارزشمندتر است. بعضی از نکاتی که کاربران درباره زندگی روزمره با کرون نوشته بودند، در هیچ مقالهای پیدا نکردم. حس خوبی بود که میدیدم آدمهای دیگری هم دقیقاً مشکلات مشابه من را دارند.
این حس در بیماران مبتلا به اختلالات عملکردی گوارش بسیار شایع است. به همین دلیل اشتراک تجربه بیماران میتواند کمک بزرگی به کاهش اضطراب و افزایش آگاهی آنها کند.
وقتی برای اولین بار تشخیص سرطان گرفتم، چیزی که بیشتر از خود بیماری اذیتم میکرد حجم اطلاعات متناقض بود. هر کسی یک چیزی میگفت و هر سایتی یک نظر داشت. چیزی که در آن یار برای من ارزشمند بود این بود که هم آموزشهای قابل فهم داشت، هم میتوانستم تجربه افرادی را بخوانم که دقیقاً همین مسیر را قبل از من طی کرده بودند. بارها شده بود نصف شب سؤالی در ذهنم ایجاد میشد و در آن گپ میدیدم قبلاً چند نفر همین سؤال را پرسیدهاند و جواب گرفتهاند.
14 دیدگاه در “نظرات درباره آن یار؛ از تجربه کاربران و بیماران تا پاسخ متخصصان”
چیزی که من را در آن یار نگه داشت، هوش مصنوعی نبود، مقالهها هم نبود. احساس کردم بالاخره یک جایی پیدا شده که بیمارها میتوانند تجربه واقعیشان را بدون قضاوت شدن بنویسند. خیلی از سؤالهایی که خجالت میکشیدم از اطرافیان بپرسم، قبلاً در آن گپ مطرح شده بود.
من از قابلیت یادآوری داروها استفاده میکنم. شاید به نظر ساده بیاد ولی برای کسی مثل من که چند داروی مختلف مصرف میکنه واقعاً مفیده. قبلاً بارها مصرف داروها رو فراموش میکردم.
به نظر من ارزشمندترین بخش آن یار این است که فقط روی خود بیمار تمرکز نکرده. ما که همراه بیمار هستیم هم سؤالهای زیادی داریم و خیلی از محتواها برای خانوادهها هم کاربردی هستند.
قبلاً از چند هوش مصنوعی عمومی استفاده کرده بودم اما مشکلم این بود که فقط جواب سؤال را میدادند. در آن یار معمولاً بعد از جواب گرفتن میتوانم مقاله مرتبط، تجربه بیماران و آموزشهای تکمیلی را هم ببینم و همین باعث شده کمتر بین سایتهای مختلف سرگردان شوم.
اصلا گوگل ادم خیلی سردرگم میکنه و هی به آدم وایب منفی میده و ادم احساس میکنه داره میمیره
سالها بین پزشکهای مختلف میرفتم و هر بار یک تشخیص جدید میشنیدم. اولین باری که وارد آن یار شدم، متوجه شدم هزاران نفر دقیقاً همین دغدغهها را دارند. از آن موقع تقریباً هر هفته سری به آن گپ میزنم و مطالب جدید را دنبال میکنم.
منم همین تجربه رو داشتم. قبل از آن یار فکر میکردم فقط خودم با این حجم از درد درگیرم. وقتی تجربه بقیه رو خوندم خیلی آرومتر شدم.
دقیقاً. بعضی وقتها فقط اینکه بدونی تنها نیستی خودش نصف درمانه.
کاش 10 سال پیش آن یار اومده بود و بابای من هنوز زنده بود
قبل از جراحی ساعتها در آن گپ تجربه بیمارانی را خواندم که همان عمل را انجام داده بودند. راستش بعضی از نگرانیهای من را پزشک فرصت نکرده بود توضیح بدهد اما کاربران با جزئیات درباره دوران بستری، نقاهت و بازگشت به زندگی عادی نوشته بودند. همین باعث شد با آرامش بیشتری وارد درمان شوم.
پدر من پارکینسون دارد. واقعاً نمیدانستم باید از کجا شروع کنم. از علائم بیماری گرفته تا داروها و مراقبتهای روزمره برای من سؤال بود. چیزی که دوست داشتم این بود که اطلاعات فقط به زبان پزشکی نوشته نشده بودند و برای خانواده بیمار هم قابل فهم بودند.
من اول برای رژیم فودمپ وارد آن یار شدم اما بعد از مدتی متوجه شدم بخش تجربه بیماران برای من از همه چیز ارزشمندتر است. بعضی از نکاتی که کاربران درباره زندگی روزمره با کرون نوشته بودند، در هیچ مقالهای پیدا نکردم. حس خوبی بود که میدیدم آدمهای دیگری هم دقیقاً مشکلات مشابه من را دارند.
این حس در بیماران مبتلا به اختلالات عملکردی گوارش بسیار شایع است. به همین دلیل اشتراک تجربه بیماران میتواند کمک بزرگی به کاهش اضطراب و افزایش آگاهی آنها کند.
وقتی برای اولین بار تشخیص سرطان گرفتم، چیزی که بیشتر از خود بیماری اذیتم میکرد حجم اطلاعات متناقض بود. هر کسی یک چیزی میگفت و هر سایتی یک نظر داشت. چیزی که در آن یار برای من ارزشمند بود این بود که هم آموزشهای قابل فهم داشت، هم میتوانستم تجربه افرادی را بخوانم که دقیقاً همین مسیر را قبل از من طی کرده بودند. بارها شده بود نصف شب سؤالی در ذهنم ایجاد میشد و در آن گپ میدیدم قبلاً چند نفر همین سؤال را پرسیدهاند و جواب گرفتهاند.